آنکه نان دهد، دندان دهد

دو سه روزی بود که ریحانه حالش اصلا خوب نبود. تب داشت و بدنش به شدت داغ بود. شبا خیلی سخت می‎خوابید و تا صبح چندین بار بیدار می‎شد. بیشر وقت‎ها هم در حال ناله کردن بود. با یه صدای تقریبا آروم و یک نواخت و بدون توقف. اسهال شدیدی گرفته بود و یکی دوبار [...]