لبخند زهیر

آسمان ریسمان به هم می بافت که نرود. دلیل خلق می کرد که بماند. هنگام خروج از خیمه، نقاب اخم تمام صورتش را پوشانده بود. کندی حرکت اسب، نشان از کراهت سوارش داشت، از رفتن. اما خدا می داند کجا رفت، چه دید و چه شنید، که هنگام بازگشت، به تاخت می آمد، به شوق [...]

By | December 15th, 2010|رسانه, همه مطالب|0 Comments

چرخ چرخ

می تونم بگم که این سخت ترین عکسی بود که تا به حال گرفته م. عکسی که به خاطرش مجبور شدم دویست و خورده ای عکس بگیرم. این که دستاشو بگیرم و توی هوا دور خودم بچرخونمش، بازی ایه که تقریبا روزی چند بار انجام می دیم. من و ریحون. تا به حال هم چندین [...]

By | December 6th, 2010|آموزش, ریحانه, عکاسی, همه مطالب|0 Comments