مداد خسته

از صبح که اومدم سرکار، یه مداد گرفتم دستم و مدام یا یه سرش توی دهنمه و با دندونام دارم می جومش یا یه سر دیگه ش رو هی می کوبم روی میز و لهش می کنم. تمام دندونام و لب هام مدادی و سیاه شدن. هر از گاهی هم خورده چوب هایی رو که [...]

By | January 30th, 2012|شخصی, کار, همه مطالب|0 Comments

خبربدنگار

ساعت نه و ده دقیقه ی شب بود، اومده بودم که بشینم سر سفره ی شام، کنترل رو از روی تلویزیون برداشتم و به نیت اخبار ساعت نه شبکه یک روشنش کردم. هنوز تصویر نیومده بود که به خانومم گفتم قول می دم الان داره در مورد اوضاع اقتصادی اروپا صحبت می کنه. چند ثانیه [...]

By | January 20th, 2012|اجتماع, سیاست, همه مطالب|0 Comments

از دست این سوئیچ

از کلاس میام بیرون و یه راست میرم سمت موتور. هوا خیلی سرده و تعلل به هیچ وجه جایز نیست. سوییچ رو به سختی از زیر کتِ کَتُ و کلفت گرون قیمتم در میارم و می کنمش توی سوراخ قفل چرخ جلوی موتور. قفل رو باز می کنم و می ذارمش تو جاقفلی و بعد [...]

By | January 11th, 2012|زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

راه حل اصلی

یکی از بهترین لحظات زندگیم وقت هاییه که یه مدتی با یه مشکل دست و پنجه نرم کردم و راه های متخلفی رو برای رفعش آزمایش کردم و به نتیجه نرسیدم، اما بعد از کلی تلاش بر می خورم به یه راه حل که وقتی دارم طی ش می کنم، قبل از این که نتیجه [...]

By | January 1st, 2012|شخصی, کار, همه مطالب|0 Comments