خوابم میاد

«ساعت یک نصف شبه. چقدر خوابم میاد. میرم بخوابم.» و این یعنی یه تحول بزرگه تو زندگی من. تحولی که بیشتر از یک ماهه اتفاق افتاده و به خاطرش خیلی خوشحالم. هر چند که الان خیلی خسته ام و اثری از این خوشحالی توی چهره م دیده نمی شه. تو پنج شش سال گذشته، اون [...]

By | October 20th, 2012|زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

ایران یک – کره صفر

یک سال و نیم منتظر این روز بودم. خدایا شکرت. یک ساعت پیش داشتم به دامادمون می گفتم فهمیدی مارسلو تو تمرینات تیم ملی برزیل مصدوم شده؟ بیچاره پاش شکسته. موقعی که اخبار داشت اینو می گفت، برای اولین بار تا اونجایی که یادم میاد، واقعا از مصدومیت یه بازیکن متاسفم شدم. چون بازیکن توپ [...]

By | October 16th, 2012|خاطره, زندگی, همه مطالب, ورزش|0 Comments

تردید

گاهی اوقات که بی کار می شم، دچار تردید می شم. یه تردید خفته هست توی ذهنم که هر از گاهی بیدار می شه. فقط کافیه یادش بیوفتم. هر وقت هم که میاد سراغم، گاهی چند دقیقه، گاهی چند ساعت و گاهی هم چند روز فکرم رو مشغول می کنه. به خاطر موضوعش، در تمام [...]

By | October 8th, 2012|شخصی, همه مطالب|0 Comments