مفهوم:

دارم تیتر سایت ها و روزنامه ها رو چک می کنم. می بینم نوشته: «رویانیان استعفا کرد.» تعجب می کنم. با خودم می گم اِ رویانیان که تازه اومده تو تیم پرسپولیس. چی شده هنوز نیومده داره می ره. کنجکاو می شم که علتش رو بدونم. روی لینک کلیک می کنم و وارد صفحه ی مربوط به خبر می شم… یه تیتر دیگه توجهم رو جلب می کنه. «بازگشت مهدوی کیا به هامبورگ!» ای بابا! مهدوی کیا از پرسپولیس رفت؟ چرا آخه؟ اون همه تلاش کرده بود بیاد به پرسپولیس. دوباره کنجکاو می شم بدونم چرا این تصمیم رو گرفته. روی لینک کلیک می کنم و وارد صفحه ی مربوط به خبر می شم… تیتر بعدی نوشته: «غیبت رونالدو در تمرینات گروهی رئال». عجب. رونالدو، یه بازیکن حرفه ای، در سطح اول جهان، بعیده چنین بی نظمی هایی ازش سر بزنه. شاید با باشگاه یا مربی مشکل پیدا کرده. بازم کنجکاو می شم بدونم علت این کار رونالدو چی بوده. روی لینک کلیک می کنم و وارد صفحه ی مربوط به خبر می شم… تیتر بعدی نوشته «محرومیت سه داور از قضاوت بازی دربی». یعنی این سه داور چه کار کردن که دچار محرومیت شدن؟ شاید به خاطر اشتباهاتشون تو قضاوت های اخیرشون بوده. بازم کنجکاو می شم بدونم علت محرومیتشون چی بوده. روی لینک کلیک می کنم و وارد صفحه ی مربوط به خبر می شم… تیتر بعدی نوشته: «حکم دستگیری معاون اول رئیس جمهور صادر شد.» اِ بالاخره آقای رحیمی رو دستگیر کردن. هی می گفتن مشکل داره و پرونده ی اقتصادی داره و این حرفا. پس بالاخره گیر افتاد. روی لینک کلیک می کنم برم ببینم کی بالاخره جرات کرده این کارو بکنه… تیتر بعدی نوشته: «ایران هواپیمای کوچک بدون سرنیشن آمریکایی را پس می دهد». به قدری از این خبر عصبانی می شم که حد نداره. این هواپیما راحت به دست نیومده بود که به این راحتی ها بخواد از دست بره. آخه چرا باید پسش بدیم. این همه روش مانور تبلیغاتی دادیم، کلی استفاده ی دیگه هم میشه ازش کرد. ضمن این که پس دادنش نشونه ی ضعف و ترس ما از آمریکاس. در حالی که رگ غیرتم به جوش اومده، روی لینک خبر کلیک می کنم ببینم کدوم احمقی چنین تصمیم احمقانه ای گرفته… تیتر بعدی نوشته: «علی پروین رکورد جهانی را شکست. هشت ساعت زیر آب؟!» با خودم می گم، علی پروین که فکر کنم فوتبالیست بود و الانم مربی گری می کنه. زیر آب چه کار می کنه دیگه. عجبا. حتما زده به سرش. روی لینک کلیک می کنم تا ته توی قضیه رو در بیارم… تیتر بعدی نوشته: «به جای ورشکار، توریست به انگلیس فرستادیم». ای ول، کدوم مسئولی جسارت کرده و با چنین جملات گویایی این انتقاد تند رو از ورشکارای المپیکیمون کرده. دمش گرم. بالاخره با یه تیتر جیگرمون خنک شد. دقیقا حرف دلمون رو زده. روی لینک کلیک می کنم ببینم نشان شجاعت رو باید به کدوم مسئول داد… تیتر بعدی نوشته: «توافق کی روش با فدراسیون فوتبال پرتغال». ها؟؟؟!!!!! پس قرار دادش با ایران چی میشه. این همه پول دادیم بهش. ای بابا. امکان نداره. واسه چی آخه. هنوز که نتیجه ی خاصی نگرفته. چرا باید به این زودی بره. نکنه مجبورش کردن بره. باز این مسئولین میلیارد ها تومن پول این ملت رو به باد دادن. باز روی لینک خبر کلیک می کنم ببینم چرا این کارو کرده با ما… تیتر بعدی نوشته: «استقلالی ها با اتوبوس در راه آبادان». یعنی این همه راه رو از تهران پا شدن با اتوبوس رفتن. یعنی پول نداشتن یا هواپیما گیرشون نیومده. این یکی دیگه امکان نداره. روی لینک کلیک کنم برم ببینم چرا این کارو کردن… تیتر بعدی نوشته: «2 امتياز بازي هند به راحتي از دست رفت». اه اه اه. به هند هم باختیم. نباختیم ولی مساوی با هند عین باخته. دو سه تا بازی برده بودن. حیف شد. ما که از فوتبالمون شانس نیوردیم. اینم روش. روی لینک خبر کلیک می کنم ببینم چی شد که باختیم…

منظور:

خوب. بینندگان عزیز. تیترهای ما رو دیدید. شما قضاوت کنید. کدوم ها راست بودن، و کدوم ها دروغ؟ حدس شما چیه. بسیار خوب. بریم ببینیم در مورد هر کدوم از تیتر ها، بعد از کلیک کردن روی لینک چه اتفاقی افتاد. تیتر اول: «رویانیان استعفا کرد.» درسته که رویانیان این روزا به خاطر حواشی تیم پرسپولیس تو صدر خبر هاس ولی این خبر هیچ ربطی به تیم پرسپولیس نداره. رویانیان از یکی از شغل های چند گانه ش که یادم نیست تو کدوم سازمان یا اداره ی بی ربط به فوتبال بود، استعفا کرد. خیت شدیم. تیتر دوم: «بازگشت مهدوی کیا به هامبورگ!» مهدوی کیا رفته هامبورگ تا تو یه بازی خیریه شرکت کنه. همین. اما از اون جا که این روزا حرف ها در مورد مهدوی کیا همش در مورد موندن یا نموندنش تو پرسپولیسه، خوب من فکر کردم که اینم به این مسئله مربوط می شه. خیت شدیم. تیتر سوم: «غیبت رونالدو در تمرینات گروهی رئال» نامرد یه جوری نوشته غیبت، که آدم فکر می کنه طرف بدون اجازه ی مربی و باشگاه نرفته سر تمرین. بدبخت فقط مصدوم بوده و نمی تونسته بره. بازم خیت شدیم. تیتر چهارم: «محرومیت سه داور از قضاوت بازی دربی» منظورش این نیست که این داور ها از سوی کمیته داوران یا هر کمیته ی کوفتی دیگه ممنوع القضاوت در دربی شدن. منظورش خیلی ساده س. وقتی از بین چهار تا داور، یکی انتخاب می شه برای داوری بازی دربی، خوب اون سه تای دیگه از شانس و سعادت قضاوت در این بازی یه جورایی محروم شدن دیگه. خیت شدیم باز. تیتر پنجم: «حکم دستگیری معاون اول رئیس جمهور صادر شد» من ابله رو بگو. این که کاملا واضحه منظورش معاون اول رئیس جمهور عراقه. چرا من اینقدر بدبینم نسبت به رحیمی. خیت شدیم. تیتر ششم: «ایران هواپیمای کوچک بدون سرنیشن آمریکایی را پس می دهد» ایران برای این که آمریکا رو ضایع کنه، فقط می خواد یه مدل ماکت این هواپیما رو بهشون بده. هم چنین برای این که ما رو خیت کنه. تیتر هفتم: «علی پروین رکورد جهانی را شکست. هشت ساعت زیر آب؟!» خیلی ساده، این علی پروین، یه علی پروین دیگه س، و اون علی پروین معروف نیست. به همین راحتی خیت شدیم دوباره. تیتر هشتم: «به جای ورشکار، توریست به انگلیس فرستادیم» بله الکی امیدوار شده بودیم. ایشون یکی از مسئولین ورزشی اتریش بودن. هیچ ربطی هم به ایران ندارن. برای صدمین بار خیت شدیم. تیتر نهم: «توافق کی روش با فدراسیون فوتبال پرتغال» کی روش در مورد یه پرونده و شکایت مالی که سالها قبل توی پرتغال داشته، به توافق رسیده. همین. چرا من الکی شلوغش کردم و خودمو خیت کردم. تیتر دهم: «استقلالی ها با اتوبوس در راه آبادان» استقلالی ها تا اهواز رو با هواپیما رفتن. از اهواز تا آبادان رو می خوان با اتوبوس برن. تو عصر حجر هم این همه راه رو با اتوبوس نمی رفتن چه برسه به الان. بازم خیت می شیم. تیتر یازدهم: «2 امتياز بازي هند به راحتي از دست رفت» ایشون دارن از زبون مربی یکی از تیم های خارجی حاضر در مسابقات فوتبال نوجوانان که داره تو تهران برگزار می شه نقل قول می کنن. آخه لامصب چرا یه جوری می گی که آدم فکر می کنه داری از زبون مربی خودمون نقل می کنی؟ این دفعه هم قطعا خیت شدیم.

منظور ≠ مفهوم

بله. ما هم چنان هر روز تیتر ها رو چک می کنیم. روی خیلی هاشون کلیک می کنیم و بیشتر مواقع هم خیت می شیم و این داستان هم چنان ادامه داره.

فرق راست و دروغ واقعا چیه. اصلا ملاک صدق یا کذب یه حرف چیه. مطابقت واقعیت با چیزی که مخاطب متوجه میشه، یا مطابقتش با چیزی که تو ذهن گوینده س. این بی انصافیه که بگیم مهم منظور گوینده س. اگه این طوریه، پس چه اهمیتی داره که آدم نزدیک ترین کلمات و جملات رو برای بیان منظورش به کار ببره. پس اصلا کار برد کلام چی میشه. زبان اصلا برای چی به وجود اومده. اگه مهم مفهموم کلامه، پس این تیتر ها داستانشون چیه؟ در خوش بینانه ترین حالت گوینده تمام تلاشش رو کرده ولی موفق نشده طوری بنویسه که منظورش رو برسونه. چقدر باید خوش بین بود که این جوری فکر کرد. من حاضرم قسم بخورم یا سر زندگیم شرط ببندم در تمام اون یازده مورد و همه ی یازده میلیون مورد دیگه، منظور گوینده، دقیقا مساوی با مفهوم تیترهاس. مفهومی که با واقعیت تطابق نداره. مفهومی که دروغه. دروغی که منظور گوینده بوده. سایت ها و روزنامه ها پر شدن از از این دروغ ها. این یه رویه ی صد در صد غلط و غیر اخلاقیه و لازمه که حتما حتما حتما جلوش گرفته بشه. یا جلوی خودشون رو بگیرن. اون ها حتی شرعا هم مسئول هستن. قطعا اگه در همه ی این موارد جوری نمی نوشتن که برای من جالب باشه، من وقتم رو صرف کلیک کردن روی اون ها و خوندنشون نمی کردم. اون ها از اعتماد من سوء استفاده کردن. این یعنی خیانت. این یعنی ساده لوحی من اگه هم چنان هر روز تیترها رو چک کنم و روی خیلی هاشون کلیک کنم و خیت بشم.