تغییر سایز عکس ها با حفظ شارپنس

چندین سال موقع آماده کردن عکس هام برای انتشار توی وب، بعد از کلی ادیت و ویرایش و صرف ساعت ها کار، وقتی به مرحله ی ریسایز کردن اون ها می رسیدم، یه چیزی بد جوری اذیتم می کرد. عکس ها وقتی که ریسایز می شدن، جزئیات داخلشون به شکل عجیبی دستخوش تغییر و افت [...]

By | January 29th, 2013|آموزش, عکاسی, فوتوشاپ, همه مطالب|0 Comments

آتش بس

چند هفته که از شروع سربازیم گذشته بود، می خواستم یه پست بنویسم در مورد حالاتش و حالاتم. در مورد این که حالا بعد از مدت ها تعطیلی ها برام معنی پیدا کردن. این که کل هفته رو سر کارم و لحظه شماری  می کنم برای تعطیلات آخر هفته. مدت ها بود که روز های [...]

By | December 19th, 2012|خاطره, زندگی, همه مطالب|0 Comments

عاشوردر خوانسار

امسال ایام تاسوعا و عاشورا رو توی خوانسار گذروندم. با یه تور عکاسی، سه روز آخر ده ی محرم رو رفته بودیم اونجا. جای بسیار جالب و دیدنی ای بود. هم از لحاظ فضاهای شهریش و هم از لحاظ آدم هاش. آدم های تصویری ای داشت و اکثرا با ما به عنوان عکاس و دوربینمون [...]

By | November 26th, 2012|خاطره, سفر, عکاسی, همه مطالب|0 Comments

خلق

ساعت دو و نیم نصف شبه و من تا به حال توی زندگیم اینقدر بیدار نبودم (نه از لحاظ زمان، بلکه منظورم شدت و کیفیت بیداریه). هیچ وقت اینقدر خستگی م در نرفته بود. هیچ وقت اینقدر احساس پرواز کردن نداشتم. این قدر سرخوشم که با هیچ معیاری نمی شه دوزش رو محاسبه کرد. خدایا [...]

By | November 16th, 2012|شخصی, کار, همه مطالب|0 Comments

خوابم میاد

«ساعت یک نصف شبه. چقدر خوابم میاد. میرم بخوابم.» و این یعنی یه تحول بزرگه تو زندگی من. تحولی که بیشتر از یک ماهه اتفاق افتاده و به خاطرش خیلی خوشحالم. هر چند که الان خیلی خسته ام و اثری از این خوشحالی توی چهره م دیده نمی شه. تو پنج شش سال گذشته، اون [...]

By | October 20th, 2012|زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

ایران یک – کره صفر

یک سال و نیم منتظر این روز بودم. خدایا شکرت. یک ساعت پیش داشتم به دامادمون می گفتم فهمیدی مارسلو تو تمرینات تیم ملی برزیل مصدوم شده؟ بیچاره پاش شکسته. موقعی که اخبار داشت اینو می گفت، برای اولین بار تا اونجایی که یادم میاد، واقعا از مصدومیت یه بازیکن متاسفم شدم. چون بازیکن توپ [...]

By | October 16th, 2012|خاطره, زندگی, همه مطالب, ورزش|0 Comments

تردید

گاهی اوقات که بی کار می شم، دچار تردید می شم. یه تردید خفته هست توی ذهنم که هر از گاهی بیدار می شه. فقط کافیه یادش بیوفتم. هر وقت هم که میاد سراغم، گاهی چند دقیقه، گاهی چند ساعت و گاهی هم چند روز فکرم رو مشغول می کنه. به خاطر موضوعش، در تمام [...]

By | October 8th, 2012|شخصی, همه مطالب|0 Comments

یه مشت دروغ

مفهوم: دارم تیتر سایت ها و روزنامه ها رو چک می کنم. می بینم نوشته: «رویانیان استعفا کرد.» تعجب می کنم. با خودم می گم اِ رویانیان که تازه اومده تو تیم پرسپولیس. چی شده هنوز نیومده داره می ره. کنجکاو می شم که علتش رو بدونم. روی لینک کلیک می کنم و وارد صفحه [...]

By | September 27th, 2012|اجتماع, رسانه, همه مطالب|0 Comments

عکس خون

تو سال های اخیر، امکان نداشت برم سفر و دوربینم رو همراهم نبرم. اما توی یه سال گذشته، بیشتر مسافرت هایی که رفتم، دوربین همراهم نداشتم. شاید تا حدودی اشباع شدن و بی انگیزگی یا مثلا تموم شدن سوژه ها و تکراری شدنشون، از مهم ترین دلایل این اتفاق بودن. اما یه دلیل دیگه هم [...]

By | September 8th, 2012|زندگی, عکاسی, همه مطالب|0 Comments

سردخونه

چندین ساعت کار سخت تو بیابون های قم هوا به قدری داغه که شتر زانو می زنه زبون روزه و عطش خونه خراب کن تنها چیزی که می تونه تو رو از مرگ حتمی نجات بده اینه… یه سردخونه با دمای ده ها درجه زیر صفر بری تو و در رو روی خودت ببندی جلوی [...]

By | August 2nd, 2012|خاطره, زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments