چهره ی من در آینه

تا وقتی نوجوون و جوونیم و سرمون پره از شر و شور، همش در حال جنب و جوش و فعالیتیم و هیچ وقتی برای فکر کردن نداریم. مثل دونده های دوی سرعت که نگاهشون فقط به جلوس و لحظه ای به عقب نگاه نمی کنن. اما وقتی کمی سنمون بالا می ره و به حول [...]

By | August 1st, 2014|زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

Growing Fast

We grew up at normal speed, probably even slower than normal speed, as we always wished it to be faster. We always liked to get big. But I don’t know why children grow up so fast nowadays. Have they found the secret of growing faster, unlike us? When you are standing beside a road and [...]

By | September 15th, 2013|زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

My Galaxy

When I was a child I wanted to become an astronaut when I grow up. Now I’ve grown up but I didn’t become an astronaut. Nevertheless it doesn’t mean that I do never travel into the space now. No! I mean yes I do it. I travel into the space everyday and so far I [...]

By | September 10th, 2013|خاطره, زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

خانه ی از دست رفته

یه اتفاق جالبی که ممکنه توی زندگی هر آدمی بیوفته اینه که بهش این اجازه داده بشه تا برگرده به گذشته و خودش رو تماشا کنه. چند ماه پیش، همون اوایل شروع سربازیم، یه روز برای تکمیل مدارک مربوط به کسری خدمت، مجبور شدم برم به دبیرستان سابقم. جایی که حدود… باید حساب کنم… پونزده [...]

By | August 16th, 2013|خاطره, زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

خونه تکونی

یکی از لذت بخش ترین کارها توی زندگیم، اینه که پاشم مثلا تمام وسایل کمدم رو بریزم کف اتاق و همه شون رو با هم قاطی کنم و بعد بشینم با حوصله یکی یکی از توی تلی که ایجاد شده، وسایل رو بکشم بیرون و در موردشون حکم دور ریختنی یا به درد بخور رو [...]

By | March 18th, 2013|زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

ممنون گوگل

الان نشسته بودم تو محل کارم و داشتم گوگل پلاس رو چک می کردم به عنوان بخشی از کار. یکی از دوستان مطلبی در مورد یکی از دودل های اخیر گوگل نوشته بود که اختصاص داشت به یکی از دانشمند های ایرانی و نقدش کرده بود. کنجکاو شدم ببنیم اون دودل هم چنان هست یا [...]

By | February 19th, 2013|اینترنت, شخصی, همه مطالب|0 Comments

خلق

ساعت دو و نیم نصف شبه و من تا به حال توی زندگیم اینقدر بیدار نبودم (نه از لحاظ زمان، بلکه منظورم شدت و کیفیت بیداریه). هیچ وقت اینقدر خستگی م در نرفته بود. هیچ وقت اینقدر احساس پرواز کردن نداشتم. این قدر سرخوشم که با هیچ معیاری نمی شه دوزش رو محاسبه کرد. خدایا [...]

By | November 16th, 2012|شخصی, کار, همه مطالب|0 Comments

خوابم میاد

«ساعت یک نصف شبه. چقدر خوابم میاد. میرم بخوابم.» و این یعنی یه تحول بزرگه تو زندگی من. تحولی که بیشتر از یک ماهه اتفاق افتاده و به خاطرش خیلی خوشحالم. هر چند که الان خیلی خسته ام و اثری از این خوشحالی توی چهره م دیده نمی شه. تو پنج شش سال گذشته، اون [...]

By | October 20th, 2012|زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

تردید

گاهی اوقات که بی کار می شم، دچار تردید می شم. یه تردید خفته هست توی ذهنم که هر از گاهی بیدار می شه. فقط کافیه یادش بیوفتم. هر وقت هم که میاد سراغم، گاهی چند دقیقه، گاهی چند ساعت و گاهی هم چند روز فکرم رو مشغول می کنه. به خاطر موضوعش، در تمام [...]

By | October 8th, 2012|شخصی, همه مطالب|0 Comments

سردخونه

چندین ساعت کار سخت تو بیابون های قم هوا به قدری داغه که شتر زانو می زنه زبون روزه و عطش خونه خراب کن تنها چیزی که می تونه تو رو از مرگ حتمی نجات بده اینه… یه سردخونه با دمای ده ها درجه زیر صفر بری تو و در رو روی خودت ببندی جلوی [...]

By | August 2nd, 2012|خاطره, زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments