خوک کثیف

خوشحالم! خیلی خوشحالم! بیش اندازه! خیلی وقت بود که اینقدر خوشحال نبودم. یکی از مهمترین آرزو های من، دستگیری و مجازات این خوک کثیف توی همین دنیا بود. با این که هنوز هیچ اتفاقی نیوفتاده، اما یه حسی مثل حس مل گیبسون بعد از گرفتن انتقام توی شجاع دل، یا حس اوما تورمن بعد از [...]

By | February 23rd, 2010|شخصی, همه مطالب|0 Comments

مسائل شخصی ما

معمولا وقتی کسی در مورد ما نظری می ده یا حرفی می زنه در مورد اعمال و رفتار ما، ما بدون توجه به منظور و هدف واقعی اون شخص، این کارش رو تعبیر می کنیم به دخالت کردن توی زندگی خصوصیمون یا مسائل شخصی خودمون. چه برسه به وقتی که واقعا کارش دخالت کردن باشه [...]

By | February 7th, 2010|سیاست, شخصی, همه مطالب|0 Comments

یک قطره اشک

تلویزیونو می‎زنم روی شبکه‎ی سه. داره اخبار ورزشیِ ساعت یک و ربع رو نشون می‎ده. می‎رسه به این‎جا: «رابرت انکه، دروازه‌بان تیم ملی فوتبال آلمان به طرز مشكوكی جان باخت. دلیل مرگ او هنوز اعلام نشده اما، سایت مورگن‌پست‌ آنلاین آلمان اشاره كرده كه علائم اولیه نشان از خودكشی دارد.» یه فکرایی می‎کنم و بلافاصله [...]

By | November 12th, 2009|ریحانه, زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

خورشید صبحگاهی

امروز تصمیم می‎گیرم بعد از مدت‎ها راهم رو عوض کنم و این بار از یه مسیر جدید برم به سمت خونه. می‎رسم سر دو راهی و بر خلاف همیشه خیابونِ سمت چپی رو انتخاب می‎کنم و واردش می‎شم. صبحِ زوده و خورشید هنوز خیلی از کفِ خیابون فاصله نگرفته. حتی اگه فقط بخوای جلوتو نگاه [...]

By | November 3rd, 2009|خاطره, شخصی, همه مطالب|0 Comments

کار امروز، همین امروز

به یه بیماری خاص دچار شدم. دقیق نمی‎دونم از کی شروع شد، ولی اینو خوب می‎دونم که الان بدجور گرفتارشم . علتش رو هم دقیقا نمی‎دونم. اسمشو می‎تونم بذارم… نه اسم خاصی نمی‎شه روش گذاشت. ولی بذار این‎جوری توضیح بدم، دیدی می‎گن «کار امروز، به فردا مسپار»؟ من الان تا حد زیادی آدمی هستم که [...]

By | November 2nd, 2009|زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

چک لیست رویاها

چند شب پیش «آقای فاطمی‏نیا» مهمون برنامه‎ی «این شب‎ها» بود. برنامه‎ی وزین و خیلی خوب و مفید این شب‎ها. برنامه‎ای که بحث‎ها و مطالبی که توش مطرح می‎شه، به شدت مبتلابه و به درد بخور هستن. جا داره آدم برنامه‎های روزانه‎ش رو طوری تنظیم کنه که موقع پخش این برنامه بتونه با فراغ بال بشینه [...]

By | August 23rd, 2009|زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

گاهی پرواز می کنم

من گاهی اوقات پرواز می‌کنم. بیشتر وقت‌ها هم نه. البته فکر کنم واژه‎ی «گاهی اوقات» هم تا حدی زیاد باشه. خیلی کمتر از گاهی اوقات. مثلا به‎ندرت. یا کمتر. مثلا هر بیست و شیش سال، دو بار. یا هر سیزده سال، یه بار. شاید تو بیست و شیش سالِ دوم، بیشتر از دوبار بتونم پرواز [...]

By | April 13th, 2009|شخصی, همه مطالب|0 Comments

بچه ی خود آدم

قبل از این که ریحانه به دنیا بیاد، همیشه وقتی امیر حسینُ می گرفتم بغلم و باهاش بازی می‎کردم، با خودم می‎گفتم من امیر حسینو خیلی دوست دارم، به اندازه‎ی بچه‎ی خودم، و اگه بچه داشتم احتمالا همین حسو نسبت بهش داشتم. اما وقتی ریحانه اومد، دیدم نه! اوضاع خیلی فرق کرد. درسته که هر [...]

By | April 2nd, 2009|ریحانه, زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

گوشی من

می‎خوام در مورد یه اتفاق عجیب حرف بزنم. برای خودم که عجیب بوده. نمی‎دونم، شاید چون دلیلش برام واضح و روشن نیست باعث تعجبم شده. آخرین گوشیِ من، یه سونی اریکسونِ مدلِ دبلیو هشتصد و هشتاد بود. معمولا تو انتخاب و خرید وسائلم دقت زیادی به خرج می‎دم و برای پیدا کردن گزینه‎ی دلخواهم، کل [...]

By | March 19th, 2009|خاطره, زندگی, شخصی, همه مطالب|0 Comments

جذاب و بی ارزش

یه چیزی بود که ازش بدم میومد. علت این که ازش بدم میومد رو هم میدونستم. خیلی عجیبه. الان بعد از گذشت یه مدت، دقیقا به همون دلیلی که ازش بدم میومد، ازش خوشم میاد. یعنی برعکس شده. دقیقا همین چیزاس که دنیا رو جذاب و بی ارزش کرده.

By | December 10th, 2008|شخصی, همه مطالب|0 Comments