چندین ساعت کار سخت تو بیابون های قم
هوا به قدری داغه که شتر زانو می زنه
زبون روزه و عطش خونه خراب کن

تنها چیزی که می تونه تو رو از مرگ حتمی نجات بده
اینه…

یه سردخونه با دمای ده ها درجه زیر صفر
بری تو و در رو روی خودت ببندی
جلوی موتورهاش بایستی
باد سرد تر از یخ با شدت بزنه توی صورتت
ریه هات رو پر کنی از یک عالمه هوای منجمد
اون قدری وایسی اون جا که تمام لباس هات یخ ببندن
.
.
.
که بعد که اومدی بیرون و هر وقت خواستی خنک بشی دستت رو بذاری روی لباست و بچسبونیش به پوست بدنت

(همه ی این ها در شرایطیه که می تونستم سوار ماشین بشم و چهار پنج کیلومتر دیگه از قم دور بشم تا بتونم روزه م رو بخورم تا تو اون وضعیت فوق العاده سخت مجبور نباشم اون همه تشنگی رو تحمل کنم.)