امروز می خوام در مورد یه اصطلاح و اتفاق در دنیای عکاسی و پست پروسسینگ صحبت کنم. کالر بندینگ با املای لاتین Color Banding. علاقه دارم که با ترجمه ی کلمه به کلمه ی این اصطلاح شروع کنم. کلمه ی کالر که کاملا واضح هست، کلمه ی دوم به کار رفته تو این اصطلاح یعنی بندینگ، به معنی گروه بندی شده یا دسته بندی شدن هست. و ترکیب کالر و بندیگ یعنی گروه گروه یا گروه بندی شدن رنگ ها.

A photo posted by Hasan Almasi (@hasanalmasi) on


عکسی که انتخاب کردم برای شفافیت موضوع شامل یک آسمون هست با طیفی از آبی تیره تر در اطراف و به مرور آبی روشن تر در مرکز. اتفاقی که همه ی ما انتظار داریم بیوفته اینه که ترنزیشن یا حرکت آبی تیره به آبی روشن خیلی نرم و نامحسوس اتفاق بیوفته. اما چیزی که توی این عکس داریم می بینیم اینه که رنگ ها تکه ای شدن. تعدادی از پیکسل ها دور هم جمع شدن و با هم، هم رنگ شدن. بعد به مرکز که نزدیک تر می شیم، دوباره اونجا عده ی دیگه ای از پیکسل ها با هم زد و بند کردن و گروه دیگه ای رو با رنگی روشن تر تشکیل دادن. و همین اتفاق تا انتهای طیف رخ داده و طیف رو لایه لایه و بد شکل کرده.

از حالت طبیعی در اومدن آسمون و پوستری شدن اون، به عکس ضربه زده و نقص بزرگی براش به حساب میاد. چرا این اتفاق میوفته؟ علتش این هست که از آبی تیره ی اطراف تا آبی روشن مرکز، هزاران و میلیون ها رنگ آبی داریم با درصد تیرگی و روشنی متفاوت. وقتی سیستم رنگی که باهاش عکس رو ثبت یا ویرایش می کنیم، قدرت ثبت این همه رنگ رو نداشته باشه، با دسته بندی کردن پیکسل ها بر اساس تیرگی و روشنی، کار خودش رو ساده می کنه و به جای میلیون ها رنگ، تعداد خیلی کمتری رنگ رو ثبت می کنه.

این اتفاق هم در هنگام عکاسی ممکنه رخ بده و هم در هنگام ویرایش عکس. در مورد تصاویر دیجیتال فاکتوری وجود داره به نام عمق بیت یا Bit Depth به معنای عمق و میزان اطلاعات رنگی ای که میتونه در یک بیت دیتا ثبت بشه. وقتی که عمق بیت عکسی هشت باشه، تعداد رنگ هایی که می تونه در خودش ذخیره کنه دقیقا نصف زمانیه که عمق بیت عکس شونزده باشه. پس در اکثر موارد می شه با تنظیم کردن عمق بیت روی شونزده و یا بالاتر قبل از ویرایش، جلوی رخ دادن کالر بندینگ رو گرفت. اگر هم تصویر خروجی دوربین دچار کالر بندیگ شده باشه، میشه با تکنیک هایی مثل نویز دادن به تصویر و یا اجرای فیلترهایی مثل اسپتر، عکس رو اصلاح کرد.