زنگ زدم به دامادمون که توی راهه می گم خبر داری بازی ایران و عراق چند چند شده؟ می گه نه. میگم دو هیچ باختیم و حذف شدیم. آهی می کشه و ابراز تاسف می کنه. بعد بهش می گم خوب الان خوب ناراحت شدی؟ میگه آره. بعد میگم خوب حالا بذار یه چیزی بگم که حالت کلا عوض بشه.

هفته ی قبل تیم امید ایران بار تیم امید عراق، توی عراق بازی داشت. بازی رو ما یک هیچ بردیم. امروز توی آزادی، ما حتی اگه بازی رو مساوی هم می کردیم، سعود می کردیم به مرحله ی بعد. صعود می کردیم؟ نه صعود نمی کردیم. یعنی ما فکر می کردیم که صعود می کردیم. در حالی که ما نه تنها با مساوی صعود نمی کردیم، که حتی اگه بازی رو با اختلاف دو گل هم می بردیم باز صعود نمی کردیم. بله. ما باید بازی رو چهار صفر می بردیم تا صعود کنیم. یعنی به اضافه ی بازی قبلی، پنج صفر.

کجای دنیا یه تیم تو یه بازی رفت و برگشت برای برد نیاز برد با اختلاف چهار گل داره؟

من بهتون می گم. ایران. تو ایران همه چیز ممکنه. حتی چیز به این عجیبی. تو ایران، مخصوصا تو فدراسیون فوتبال ایران، هر اتفاقی ممکنه بیوفته. مثل این که یه نامه گم بشه. حتی نامه ای به مهمی نامه ی ای اف سی برای فدراسیون ما، که سرنوشت یه بازی بهش ربط پیدا می کنه. نامه ای که چهار ماه پیش ای اف سی نوشته و گفته که کامیابی نیا چون دو کارته س، نمی تونه توی بازی رفت ایران و عراق بازی کنه. این نامه می تونه گم بشه و مسئولین تیم از کامیابی نیا توی این بازی استفاده کنن و بازی رو یک هیچ ببرن. بعد درست چند ساعت قبل از بازی برگشت، از ای اف سی بهشون خبر برسه که اون بازی یک هیچ نبوده، سه هیچ بوده به نفع عراق. به خاطر تخلف تیم ایران در استفاده از بازیکن محروم.

در تمام نود دقیقه ملت ایران همه دارن آرزو می کنن که ای کاش این بازی رو با هر نتیجه ای ببریم یا حداقل مساوی بشه که صعود کنیم، حتی بازیکن ها رو سرزنش می کنیم که چرا نتونستید مساوی رو حفظ کنید، غافل از این که اون ها داشتن تلاش می کردن که چهار گل بزنن. که هیچی گل هم نخورن و در نهایت سه چهار ببرن و صعود کنن.