یکی از لذت بخش ترین کارها توی زندگیم، اینه که پاشم مثلا تمام وسایل کمدم رو بریزم کف اتاق و همه شون رو با هم قاطی کنم و بعد بشینم با حوصله یکی یکی از توی تلی که ایجاد شده، وسایل رو بکشم بیرون و در موردشون حکم دور ریختنی یا به درد بخور رو صادر کنم و اون هایی که محکوم به دور ریختن می شن رو پرت کنم به گوشه اتاق و وقتی که تمام اون وسایل رو چنین رفتار خشونت بار و قاطعانه ای باهاشون انجام دادم، پاشم همه ی اون تپه ی دور ریختنی ها رو بکنم توی یه کیسه و در معرض دور ریختن قرار بدم. هر چی نسبت دور ریختنی ها به به درد بخور ها بیشتر باشه، لذت من هم از این کار بیشتر می شه.

این کار رو وقتی در مورد فایل های تلنبار شده ی توی هارد کامپیوترم انجام میدم، لذت دو چندانی می برم. هر چی مگابایت فایلهایی که می فرستم توی ریسایکل بین بیشتر می شه، من بیشتر لذت می برم. مخصوصا وقتی که آخر کار میرم و گزینه ی امپتی ریسایکل بین رو می زنم.

الان تقریبا سه ساعتی هم که مشغول همین کارم. کلی از فضای هارد آزاد شده. همین الان یادم اومد که راستی الان فصل خونه تکونی هم هست. اصلا حواسم بهش نبود. تو شیش ماه گذشته این تنها خونه تکونی کامپیوتریم بود.

این جوری خلوص چیزایی که باقی می مونن بیشتر می شه. کلا خیلی چیزای دیگه رو هم باید دور ریخت. خونه تکونی، کامپیوتر تکونی، خود تکونی، همیشه خوبن.