قبلا ها فکر می کردم که هر چی دیافراگم بسته تر باشه، عکس شارپ تر می شه. برای همین جایی که امکان داشت، دوربین رو میگذاشتم روی سه پایه و دیافراگم رو می بستم و کمبود نور رو با زمان نوردهی بالا جبران می کردم.

بعضی وقت ها متوجه می شدم که عکس اونقدر که می خواستم شارپ نشده، ولی نمیدونستم علتش چیه و به عوامل مختلفی ربطش می دادم.

نور با این که جسم نیست و همواره در خط مستقیم حرکت می کنه، اما هستن موادی که می تونن نور رو بشکنن و اون رو از مسیرش خارج یا منحرف کنن.

نور وقتی وارد لنز می شه و از داخل دیافراگم عبور می کنه، اون قسمت هایی از نور که به لبه ی دیافراگم برخورد می کنه، دچار انحراف می شه. در عکاسی به این اتفاق، Lens Diffraction میگن.

تصور کنید که مقدار نوری که وارد یک لنز می شه رو، ده اشعه ی نور فرض کنیم، اگر پنج اشعه از این ده اشعه که در اطراف قرار دارن، به لبه ی دیافراگم برخورد کنن و منحرف بشن، این پنج اشعه وقتی به پنج اشعه ی دیگه که در قسمت میانی قرار دارن برخورد می کنن، باعث انحراف اون ها میشن. یعنی در عمل تمام اشعه های در حال عبور دچار انحراف می شن و همین بی نظمی در نور باعث میشه که این اشعه ها در جایی که قرار بوده، به سنسور برخورد نکنن و تصویر ثبت شده روی سنسور، از شفافیت لازم برخوردار نباشه.

حالا تصور کنید که دیافراگم رو تا جای ممکن باز کنیم و تعداد اشعه ها رو به صد برسونیم. در این حالت اگر بیست اشعه در اطراف قرار داشته باشن و با برخورد به لبه ی دیافراگم منحرف بشن، وقتی به اشعه های دیگه برخورد کنن، شاید در نهایت بتونن بیست اشعه ی دیگه رو دچار بی نظمی کنن و شصت اشعه دست نخورده باقی می مونن. این جوری شصت در صد اشعه ها به درستی از دیافراگم عبور می کنن و به درستی روی سنسور قرار می گیرن. این جوری تصویر واضح تر و شارپ تری توسط سنسور ثبت می شه.

پس نتیجه می گیریم که هر چی دیافراگم باز تر باشه تصویر اصولا باید شارپ تر باشه و تا جایی که امکان داشته باشه بهتره از دیافراگم های باز استفاده کنیم.

قطعا شارپنس تصویر به عوامل دیگه ای هم مربوط می شه و اون ها هم تاثیرگذار هستن و نباید ازشون غافل شد.