چندین سال موقع آماده کردن عکس هام برای انتشار توی وب، بعد از کلی ادیت و ویرایش و صرف ساعت ها کار، وقتی به مرحله ی ریسایز کردن اون ها می رسیدم، یه چیزی بد جوری اذیتم می کرد. عکس ها وقتی که ریسایز می شدن، جزئیات داخلشون به شکل عجیبی دستخوش تغییر و افت کیفیت می شد. هر چی نگاه می کردم به عکس، می دیدم که یه جای کار ایراد پیدا کرده، اما کجاش، نمی تونستم بفهمم. از لحاظ تئوری، عکس ها در سایز اصلی از هر کیفیتی که برخوردار باشن، وقتی کوچیک می شن، باید با کیفیت تر به نظر برسن. مخصوصا در زمینه ی اختلالات مربوط به شارپنس و نویز. چون کوچیک شدن باعث مخفی شدن اون اشکالات از دید می شه. اما من هر بار که عکسی رو ریسایز می کردم، عکس ها شارپنسشون رو به شکل دردناکی از دست می دادن. کلمه ای که من انتخاب می کنم، شاید با انتخاب اول شما نباشه، ولی برای من بهترین انتخابه. دردناک به معنای واقعی. اون همه زحمت و دقت و آخرش این.

اگر عکس های منتشر شده تو یک سال گذشته ی من رو با عکس های قدیمی تر مقایسه کنید و توضیحاتی که دادم رو مد نظر قرار بدید، تغییر رو توی اون ها متوجه خواهید شد. چون من علت این مشکل رو تقریبا یک سال پیش پیدا کردم و همین طور راه حلش رو.

توی فوتوشاپ وقتی عکسی اصطلاحا «Downsample» می شه، مقداری از پیکسل هاش دور ریخته می شن و در حالت پیش فرض با استفاده از مکانیزیمی به نام «Bicubic»، برای نمایش بهتر تصویر، روی پیکسل های باقی مونده تغییراتی ایجاد می شه. طی این مکانیزم، فوتوشاپ میاد و پیکسل های حاشیه ای مناطق تیره ی تصویر رو که در مرز مناطق روشن قرار گرفتن، تیره تر، و پیکسل های حاشیه ای مناطق روشن تصویر رو که در مرز مناطق تیره قرار گرفتن، روشن تر می کنه و باعث میشه کنتراست مناطق تیره و روشن در کنار هم بیشتر بشه. در واقع به نوعی عملیات شارپنینگ رو انجام میده. این اتفاق خیلی خوبه. آدم رو از انجام شارپنینگ بعد از ریسایز کردن بی نیاز می کنه. اما این وقتی جواب می ده که عکس اون قدر کوچیک نشده باشه که تکه های مناطق تیره یا روشن، اونقدر کوچیک شده باشن که پیکسل های حاشیه ای که تغییر روشنایی پیدا می کنن، نسبتشون به تعداد پیکسل های دست نخورده اونقدر بالا باشه که به شدت چشم بیان و اون ها رو تحت الشعاع قرار بدن. اتفاق وحشتناکی که موقع تبدیل عکس یه دوربین نوزده مگاپیکسلی به یه عکس با ابعاد نهصد در ششصد پیکسل در بدترین حالت ممکن روی میده. به عنوان مثلا اون خط سفیدی که تو عکس های طبیعت در مرز بین کوه ها و آسمون ایجاد می شه یا محو شدن شاخه های نازک درخت ها یا تارهای نازک مو در تصاویر پرتره، همه اثرات سوء این پدیده هستن.

توی فوتوشاپ، پایین پنجره ی «Image Size» یه منو هست که گزینه ی پیش فرضش «Bicubic Automatic» هست و فوتوشاپ همواره موقع ریسایز کردن عکس ها از این حالت استفاده می کنه. این گزینه ی ملعون همون چیزیه که سال ها من رو اذیت کرد. وقتی عکسی قراره اینقدر کوچیک بشه جهت انتشار و نمایش توی وب، نباید از این گزینه استفاده کرد. چون به قدری شارپنینگ رو غلو شده اعمال می کنه، تمام جزئیات ریز تصویر رو از بین می بره و تصویر دیگه اون زیبایی و شارپنینگ اصلی خودش رو هم از دست می ده. در چنین مواقعی بهترین گزینه، گزینه ی «Bilinear» هست. وقتی می خوای عکس رو کوچیک کنی، فقط کوچیکش می کنه و هیچ کار اضافه ی دیگه ای انجام نمی ده. اون وقت آدم خودش می تونه به صورت کاملا حرفه ای تر به هر اندازه که صلاح می دونه بعد از ریسایز، تصویر رو شارپ کنه و از نتیجه ی کارش لذت ببره.