چرا بازطراحی، کاربران را خوشحال نمی کند

بازطراحی (Redesign)، تغییر محسوب می شود و مردم تغییرات را دوست ندارند. مردم تغییرات را به دو دلیل دوست ندارند. اول این که تغییر دادن نیاز به تلاش اضافه دارد. باید عادت ها و میانبرهای ذهنی خود را تغییر دهند. باید راه های جدید استفاده از یک محصول را فرا بگیرند. دوم این که مردم نمیدانند بعد از تغییرات چه اتفاقی خواهد افتاد. چه چیزهایی را از دست خواهند داد و چه چیزهایی به دست خواهند آورد. بر اساس نظریه دورنما (Prospect Theory) مردم اغلب کفه ی ترازو را به سمت ضرر و زیان و چیزهایی که از دست خواهند داد سنگین می کنند. لذا ترس از ضرر، باعث پرهیز آن ها از تغییر می شود.

اگر ما محصولی دارید که مردم اصلی ترین تولید کننده ی محتوا برای آن محصول هستند، مانند فیسبوک و ردیت، در انجام تغییرات و باز طراحی ها باید جانب احتیاط را بگیریم. مردم وقت زیادی را صرف تولید آن محتواها می کنند و برایشان با ارزش است، لذا از دست دادن آن محتواها برای آن ها بسیار ناراحت کننده خواهد بود.

چه کار کنیم که بازطراحی ها آثار منفی کمتری برای کاربران داشته باشند؟

مردم تغییرات را دوست ندارند اما این به این معنی نیست که هیچ تغییری نباید رخ دهد. با رعایت یک سری قوانین در فرایند بازطراحی می شود کاری کرد که کاربران آن را دوست داشته باشند.

چرا به بازطراحی نیاز داریم؟

اگر باز طراحی قرار نیست باعث افزایش سرعت محصول، رفع باگ های آن و اضافه کردن فیچرهایی که کاربران قبلا درخواست داده اند بشود، بهتر است یک بازنگری در تصمیمان داشته باشیم. هیچ چیز بدتر از این نیست که بازطراحی کنیم فقط برای این که بازطراحی کرده باشیم و توجه کاربران را جلب کنیم. جلب توجه کاربران یک امر موقتی است اما تغییراتی که طی فرایند بازطراحی رخ می دهند، همیشگی خواهند بود.

کاربران خود را بشناسیم

باید بدانیم که کاربران چرا و چگونه از محصول ما استفاده می کنند و چه چیز برای آن ها اهمیت دارد. این به ما کمک می کند تا رفتارها و تصمیمات کاربر را در هنگام کار با محصول درک کنیم و بازطراحی را با استفاده از عادت ها و رفتارهای فعلی وی انجام دهیم و به او کمک کنیم تا رفتارها و عادت های جدیدی را از خود نشان دهند. باید بررسی کرد که کدام عملکردهای محصول ما برای کاربر اهمیت حیاتی دارد و در باز طراحی تلاش شود که این عملکردهای مهم حفظ شوند.

تغییرات بهتر است سبک و تدریجی باشند

در مواردی که نیاز به بازطراحی اساسی و کلی نداریم، بهتر است تغییرات سبک و تدریجی در طراحی محصول داشته باشیم. به خصوص وقتی محصول ما کاربران بسیار زیادی دارد، اشتباهات در بازطراحی برای ما گران تمام خواهد شد.

به کاربر حق انتخاب بدهیم

در صورت امکان به کاربر این قدرت را بدهیم تا اگر از تغییرات خوشش نیامد، به ورژن قبلی سوئیچ کند. در این موارد می توانیم از آن ها بخواهیم تا دلیل عدم رضایتشان از تغییرات را برای ما توضیح دهند.

بازطراحی خود را به کاربر بفروشیم

کاربران را برای تغییرات آماده کنیم. مردم تغییرات را بهتر می پذیرند وقتی خودشان را برای آن آماده کرده باشند و انتظار آن را بکشند. روحیات و خلق و خوی کاربر خود را باید بشناسیم تا بهترین راه ارائه تغییرات به وی را پیدا کنیم.

این پایان دنیا نیست

باید خودمان را برای هر بازخوردی از سوی کاربر نسبت به تغییرات آماده کنیم. مواجه با عکس العمل آن ها به تغییرات ممکن است برای ما سخت و دردناک باشد. آن ها می توانند پیام های تنفر آمیز بنویسند یا درباره باز طراحی ما جوک بسازند. باید این را در نظر داشته باشیم که این رفتار آنها در قبال ما به عنوان یک طراح حرفه ای نیست. این رفتار آنها در قبال تجربه شخصی آنها با محصول ماست.

خبر خوب این است که با این که مردم تغییرات را دوست ندارند اما بالاخره با آن کنار می آیند. در هفته های اول ممکن است با نظرات بدی از سوی آنها مواجه شویم. امتیازهای آنها به محصول ما ممکن است افت کند. اما آن ها بالاخره به حالت قبل خود بازخواهند گشت و اگر باز طراحی ما واقعا مثبت بوده باشد، آن ها حتی از قبل هم حس بهتری نسبت به محصول  پیدا خواهند کرد. به خاطر داشته باشیم که هیچ سیستمی به سرعت تغییر نمی کند و تغییر همیشه نیاز به زمان دارد.

منبع: uxplanet.org

۱۳۹۷-۶-۸ ۰۳:۱۵:۰۲ +۰۰:۰۰۲۹ مرداد ۱۳۹۷|دسته‌ها: تجربه کاربری, همه مطالب|برچسب‌ها: , , , , , , , , |